تبليغاتX
روزنوشت های من

روزنوشت های من

با یاد هستی‌بخش

صعود به قلّه‌های كامیابی شیرینی خاصّی  دارد و هر انسانی دوست دارد با كامیاب شدن، زندگی خود را شیرین كند. اگر تو نیز آماده‌ی صعود به قلّه‌های كامیابی هستی با اجرای این دستورات مطمئن باش گامهایت استوارتر خواهد شد.پس قبل از هر چیز، نیت خود را برای رضای پروردگارت خالص كن .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 15:15  توسط بشری مولودی  | 

با آغاز فصل تابستان و شروع تعطيلات تابستاني، تصميم گرفتم براي پركردن اوقات فراغت به يك كلاس تابستاني بروم .اول گزينه‌ام كلاس ورزشي بود كه بالاخره با مشورت و اجازه پدر و مادرم ، تصميم گرفتم به كلاس آموزش بسكتبال بروم . من كمي قدم كوتاه است و شايد به همين دليل كلاس بسكتبال را برگزيدم .البته نه تنها به خاطر قد، بلكه به خاطر سلامت جسماني خودم به اين كلاس ميروم . ابتدا كمي مردد بودم.ولي با راهنمايي پدر و مادرم كه از آنها زياد تشكر مي‌كنم ، تصميم جدي گرفتم. جلسه اول لباس ورزشي مناسب نداشتم  ولي با راهنمايي مادرم ، به همراه پدرم به بازار رفتيم و يك دست پيراهن و شلوارك مناسب تهيه كرديم.

اكنون3هفته‌اي است كه به كلاس بسكتبال ميروم . در آنجا خيلي به من خوش ميگذرد. زيرا هم ورزش مي‌كنم، هم با دوستان خوبم و در كنار يكديگر تفريح هم مي‌كنيم. شايد  2 هفته ديگر داخل تيم شوم و بازي تيمي را شروع كنيم. . . به اميد اينكه هر چه زودتر داخل تيم شوم .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 23:29  توسط بشری مولودی  | 

عزت نفس

آيا مي‌دانید كه منظور از سلف استیم یا عزت نفس چیست؟ در معناي ساده عزت نفس خود را دوست داشتن یا احترام گذاشتن به خود است . يادم است كه شبی خیلی عصبانی بودم ، ما برای شام به خانه خاله ام رفتیم. وقتی به خانه آمدیم ، مادرم برايم صحبت كرد. درباره عزت نفس بود . مادرم همه چیز را برایم تعریف كرد . او گفت هر كس كه می خواهد  عزت نفس بالا داشته باشد، در مرحله اول باید خود را دوست داشته باشد. پس از آن دیگران رادوست داشته باشد و به آنان احترام بگذارد. از آثار دوست داشتن خود و دیگران این است كه محبت بین انسان و اطرافیانش بیشتر میشود. دیگر اینكه امید به زندگی بیشتر میشود ، انسان با قدرت بیشتری به انجام كارهای خود می پردازد و می تواند در برابر خواسته ها ي نادرست و نامعقول بایستد ، نگاه انسان به همه چيز فرق مي‌كند و به همه كارها از دید مثبت و زیبا نگاه می كند. .

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 18:38  توسط بشری مولودی  | 

امروزه نقش و اهمیت نظم در پیشرفت هر جامعه ای تا به آن حد است كه آن را زمینه هرگونه توسعه‌ای می‌دانند . مخصوصا در كشورهای در حال توسعه كه با انواع بحرانهای عقب‌ماندگی و بی‌ثباتی ساختارهای مختلف سیاسی و اجتماعی مواجه میباشند ،نظم نقش مهمی در توسعه دارد. نظم اجتماعی در جوامع سازمان یافته اساسی‌ترین عامل توسعه و رشد فرهنگی،سیاسی و اجتماعی به شمار میرود كه بدون رعایت آزادی های فردی تحقق نمی‌یابد. به طور كلی میتوان گفت كه وجود نظم و امنیت هردو لازم است. به طوری كه جامعه بدون نظم اجتماعی فاقد امنیت خواهد بود و دچار هرج و مرج می‌شود.خانواده مبدا و مقصد ایجاد و احساس امنیت و نظم است. برای مثال اگر خانواده‌ای نامنظم باشد ، اساس همه كارها در خانه به هم میخورد . اگر جامعه هم اینطور باشد ، در نتیجه انجام هر كاری در آن بی اهمیت می‌شود . مثلا اگر چراغ راهنمایی نبود ، همه مردم همزمان كاری میكردند كه از چهارراه ها عبور كنند تا به كار خود برسند ، پس بی‌نظمی و به خطر افتادن امنیت عابران و مردم ایجاد میشد . اما در كشورهای رشد یافته همه رانندگان به خاطر ایجاد نظم و احترام به قانون در برابر چراغ راهنمایی و رانندگی می ایستند و به آن احترام میگذارند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 6:14  توسط بشری مولودی  | 

آناهيتا

آناهیتای عزیزم

در آلمان زندگی می کند.دختر خاله ام است و
                                            بسیار دوست داشتنی.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 7:21  توسط بشری مولودی  | 

بوکان

 

 

مسائل فرهنگی و شیوه زندگی: بوكان در لغت به معنای شهر عروسان بوده كه آنهم وجود چشمه ای به نام" حه وزه گه وره" است. كه بنا به رسم معمول به هنگام مراسم عروسی در آن هنگام كه بوكان به صورت قصبه ای بیش نبوده درآن حومه مراسم عروسی انجام میشد. به عبارتی دیگر بوكان از لغت بوم به معنی سرزمین و كان به معنی معدن گرفته شده است.در اصل بومكان بوده كه بعدها به منظور سهولت در بیانبه بوكان تغییریافته است. شهرستان بوكان از عهد زرتشتیان قبل از ظهور اسلام وجود داشته است و وجود تپه های تشكیل شده از خاكستر درمنطقه حاكی از وجود آتشكده های پیروان آئین زردتشتی است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:56  توسط بشری مولودی  | 

امین مولودی
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 12:11  توسط بشری مولودی  | 

 

مزرع سبز فلك ديدم وداس مه نو     يادم از كشته خويش آمد و هنگام درو

 

پرده اي سياه بر آسمان افكنده شده بود. ماه زيبا در آسمان مي درخشيد.ستارگان زيبا نظاره گر زمينيان اند. اين عظمت و زيبايي مرا به خود جلب كرده وبه ياد اين حقيقت افتادم كه خداوند متعال اين همه عظمت را بيهوده خلق نكرده و به قول شاعر: "  

ابر و باد ومه خورشيد وفلك در كارند   تا تو نانيّ و به غفلت نخوري  "

ودر يك لحظه به ياد اين آيه ي قرآن افتادم:و  "زماني كه آسمان شكافته مي شود و زماني كه ستارگان فرو مي ريزند "... به يادم آوردم كه اين همه عظمت و زيبايي روزي به هم پيچيده مي شود. پس چرا بايد غافل از احوال دل خويشتن باشيم و از ياد خدا غافل شويم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 10:37  توسط بشری مولودی  | 

                                     عکس امین برادرم که خیلی دوستش دارم .

امین مولودی

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 18:18  توسط بشری مولودی  | 

 وقت طلاست

 

شمش طلا

 

 

 خدایا ساعت ها وثانیه های عمرم را در گفتگوی با تو میگذرانم، تو را میخوانم تو كه مرا خواندی، از تو میخواهم، تو كه استجابتم نمودی، از تو میگویم تو كه بهترینی.

وقت طللا نیست. آیا میدانید ضرب المثل مشهور وقدیمی وقت طلاست! بر خلاف معروف بودنش چندان هم دقیق نیست؟! و متاسفانه ما ایرانیان تابه امروز ، حقیقت این سخن را چنان كه باید در نیافته ایم! در توضیح، به سادگی باید گفت كه طلای از دست رفته رامی توان با تلاش و كوشش و البته به راه های مختلف به دست آورد، ولی وقت و روزگار شریف را هرگز! به قول حافظ : قدر وقت نشناسد دل و  كاری نكند ،  بس خجالت از این حاصل اوقات بریم!  بنابراین، ارزش وقت و طلا به یك اندازه نیست، بلكه  وقت هزاران مرتبه از طلا گرانبها تر است. البته برای كسانی كه از آن استفاده كنند! دوران جوانی و نوجوانی از پر انرژی ترین و ارزشمندترین دوره های زندگی انسان است. در این دوران هر كس می تواند برنامه ریزی دقیقی برای آینده اش داشته باشد ودر این حالست كه دقیقه ها وثانیه ها برای انسان ارزش واقعی خود را نشان خواهند داد . یکی از بزرگان می گوید: از لحظه ای كه انسان جدی تصمیم می گیرد، امداد های غیبی به كمك او می شتابند . و مولانا چه زیبا فرمود: گفت پیغمبر كه : چو كوبی دری

عاقبت ز آن در برون آید سری

چون ز چاهی می كنی هر روز خاك

عاقبت اندر رسی در آب پاك!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 17:57  توسط بشری مولودی  |